اوحدالدین کرمانی

شعر 203 | بگذار شبی که بر تو فرمان بدهم

بگذار شبی که بر تو فرمان بدهم

داد دل مستمند حیران بدهم

ای جان و جهان زنده بدان می مانم

تا با تو دمی برآرم و جان بدهم