اوحدالدین کرمانی

شعر 230 | امروز که یار من مرا مهمان است

امروز که یار من مرا مهمان است

بخشیدن جان و دل مرا پیمان است

دل را خطری نیست، سخن در جان است

جان افشانم که وقت جان افشان است