اوحدالدین کرمانی

شعر 237 | ای شب تو ره وصل سحرگه مَسپَر

ای شب تو ره وصل سحرگه مَسپَر

وای صبح تو امشبی به شب در منگر

ای شب تو بگفتی که منم پردهٔ وصل

وز پرده برون میای واین پرده مَدَر