اوحدالدین کرمانی

شعر 251 | داماد خیال را نثاری نرسد

داماد خیال را نثاری نرسد

ناخورده شراب را خماری نرسد

آن کس که غریق بحر هجران تو نیست

هرگز به لبی یا به کناری نرسد