اوحدالدین کرمانی

شعر 276 | دردا که زعمر مایهٔ سود نماند

دردا که زعمر مایهٔ سود نماند

یک دوست کزو دلی بیاسود نماند

در کیسهٔ ایّام بجُستیم بسی

یا نقد وفا نبود یا بود نماند