اوحدالدین کرمانی

شعر 3 | گفتم که شود به عقل پیدا حالم

گفتم که شود به عقل پیدا حالم

تا من به زبان حال بَر وی نالم

آنجا که رسید عقل گفتا زنهار

گر بیشترک روم بسوزد بالم