اوحدالدین کرمانی

شعر 64 | صد زخم چشید نفس و افگار نشد

صد زخم چشید نفس و افگار نشد

صد تجربه کرد عقل و بر کار نشد

از گردش چرخ صد هزاران عبرت

این دیده بدید و هیچ بیدار نشد