اوحدالدین کرمانی

شعر 66 | هرگز دل من واقف اسرار نشد

هرگز دل من واقف اسرار نشد

روزی به صفا و صدق بر کار نشد

بس پند که بشنید و یکی گوش نکرد

بس عبرتها که دید و بیدار نشد