اوحدالدین کرمانی

شعر 34 | در هر نفسی درد سری آرد غم

در هر نفسی درد سری آرد غم

یک لحظه مرا زدست نگذارد غم

دل خون شد و از دیده ام افتاد برون

دست از من بیچاره نمی دارد غم