اوحدالدین کرمانی

شعر 38 | آن کز دل اوست بر دل من هر غم

آن کز دل اوست بر دل من هر غم

می دید و نمی کرد زمن باور غم

گفتم هجرت بکشت ما را در غم

دوشی برزد که این مرا کمتر غم