اوحدالدین کرمانی

شعر 45 | مسکین دل برخاسته هر جا که نشست

مسکین دل برخاسته هر جا که نشست

ببرید زعقل و در بلایی پیوست

چون نیست عنان اختیارم در دست

هم ساختنی است چاره هرگونه که هست