اوحدالدین کرمانی

شعر 47 | هرگه که دلم فرصت آن در جوید

هرگه که دلم فرصت آن در جوید

کز صد غم خویشتن یکی برگوید

نامحرم و ناجنس در آن دم گویی

کز ابر ببارد، از زمین بر روید