اوحدالدین کرمانی

شعر 26 | این سکّهٔ زر بین که به پول افتاده است

این سکّهٔ زر بین که به پول افتاده است

اوصاف ملک بین که به غول افتاده است

افشاندن هر دو دست مردان ز دو کون

امروز نگر که در کچول افتاده است