اوحدالدین کرمانی

شعر 34 | در رقص بتم چو آستین تر می کرد

در رقص بتم چو آستین تر می کرد

صد شیوه شمایلش به هم بر می کرد

می آمد و آرزویش در پا می ریخت

می رفت و امید خاک بر سر می کرد