اوحدالدین کرمانی

شعر 46 | بی روی تو دل کیست چه کار آید ازو

بی روی تو دل کیست چه کار آید ازو

جز ناله که هر دمی هزار آید ازو

می گرید تا خاک شود وز گل او

نی روید و ناله های زار آید ازو