اوحدالدین کرمانی

شعر 20 | ای ساقی از آن بادهٔ دوشینه بیار

ای ساقی از آن بادهٔ دوشینه بیار

کاندر سر من هست از آن باده خمار

مستی چو مرا زخویشتن برهاند

آن به که من البته نباشم هشیار