اوحدالدین کرمانی

شعر 40 | فریاد که آن سرو چمن می‌جنبد

فریاد که آن سرو چمن می‌جنبد

وآن راحت جان انجمن می‌جنبد

او بخت من است از آنک خواب‌آلود است

غمگینم از آنک بخت من می‌جنبد