اوحدالدین کرمانی

شعر 87 | چون دید دلم عارض شهر آرایش

چون دید دلم عارض شهر آرایش

سر بر پایش نهاد از سودایش

دانی که چرا فتاد زلفش در پای

تا بردارد سر دلم از پایش