اوحدالدین کرمانی

شعر 91 | ای گشته لبت آتش جان را تریاک

ای گشته لبت آتش جان را تریاک

آب چشمم ببرد عالم همه پاک

آن دل که ز دست من برون رفت چو باد

در پای تو افتاد به خواری در خاک