اوحدالدین کرمانی

شعر 12 | جان گر به تن آباد بود هیچ بود

جان گر به تن آباد بود هیچ بود

دل گر به جهان شاد بود هیچ بود

باد است یقین کاساس عمر تو بدوست

بنیاد که بر باد بود هیچ بود