اوحدالدین کرمانی

شعر 25 | آدم که همی زد دم بی درمانی

آدم که همی زد دم بی درمانی

ترسم که تو آن دم بزنی درمانی

زنهار که درماندهٔ هر در نشوی

گر درمانی به که زره درمانی