اوحدالدین کرمانی

شعر 37 | مهمان جهان یکشبه بنمای که بود

مهمان جهان یکشبه بنمای که بود

کش روز سیه نکرد این چرخ کبود

آبیش که خورد تا هم از دیده نریخت

نانی به که داد کاخرش جان نربود