اوحدالدین کرمانی

شعر 49 | گر جور کنی از تو فغان نتوان کرد

گر جور کنی از تو فغان نتوان کرد

ور لطف کنی تکیه بر آن نتوان کرد

در حوصلهٔ قلم نگنجد رازم

آتش به میان نی نهان نتوان کرد