اوحدالدین کرمانی

شعر 74 | در مصطبهٔ عشق زبدنامی چند

در مصطبهٔ عشق زبدنامی چند

عاجز شدم از ریش و سر خامی چند

گر قوّت پای من مرا گیرد دست

تا باز روم پیش اجل گامی چند