اوحدالدین کرمانی

رباعی 13 | دوش از سر پای یار با من بنشست

دوش از سر پای یار با من بنشست

باز از سر دست عهدم امروز شکست

نه شاد شدم دوش و نه غمگین امروز

کان از سر پای بود این از سر دست