اوحدالدین کرمانی

رباعی 17 | [چندین مخور افسوس] که نتوان دانست

[چندین مخور افسوس] که نتوان دانست

می باش به ناموس که نتوان دانست

خالی شو و از سر تکلّف برخیز

پای همه می بوس که نتوان دانست