غزل 417 | وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
شکر خدا که درد تو ما را نصیب کرد
در عشق صرفه یی نبرد جز کسی که او
دنیا و آخرت همه صرف حبیب کرد
عمری است کاشنای شگان در توام
بر من سگ تودوش نگاهی غریب کرد
پندم مده که هیچ دل از دست رفته ات
نشنیده ام که گوش به پند ادیب کرد
گلبانگ اهلی از گل رویت بلند شد
فیض جمال گل مدد عندلیب کرد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}