شمارهٔ ۱۲۴۱

غزلیات

ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
نقد دو جهان در سر بازار تو کرده

داد از که ستانیم مگر هم زلب تو
زانها که بما نرگس خونخوار تو کرده

ای کان مروت مکش اینخسته جگر را
امروز که جا سایه دیوار تو کرده

هم عاقبت ازبند فراقم برهاند
آنکسکه من خسته گرفتار تو کرده

رحمی بکن ایگل که بصد نازبر آرد
اهلی دل خود را که چنین خوار تو کرده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}