اهلی شیرازی

شعر 4 | ای آبِ حَیات، رَشْحِه‌ای از قَلَمَت

ای آبِ حَیات، رَشْحِه‌ای از قَلَمَت

یک نقطه، سوادِ دیده‌ام از رَقَمَت

آن‌جا که شَوَد کِلْکِ تو دُرپاش بُوَد

نُه صَفْحِه‌یِ چَرْخ، نُه بَرات از کَرَمَت