قطعه 75 | قنبل الدوله مقبل دیوان
قنبل الدوله مقبل دیوان
آن که نبْوَد مثال او شیطان
قد او نیست جز چهار وجب
نصف او گشته در زمین پنهان
هیچ سروی به قامتش نرسد
در زمانه به هیچ سروستان
نبُوَد همچو قد او سروی
نه به تهران و نه به تویسرکان
در طفولیت او گذر می کرد
یکشب از راه رشت زی زنجان
این شنیدم که بچۀ گرگی
ک…ن او را درید با دندان
لیک گویند زخم ک…رست این
زده او بچه گرگ را بهتان
رفته تا در ادارۀ اوقاف
کرده او ک…ن خویش وقف جهان
ای بسا خورده وقف مردم را
حال از ک…ن خود دهد تاوان
در میان تمام مأکولات
میل دارد بسی به بادمجان
بیند ار عکس ک…ر در دریا
دل به دریا زند بدون گمان
خایه اش دانی از چه پاره شده
بس زَدستند زیر او رندان
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}