غزل 359 | گر من ز شوق یار فرستم بیار خط
گر من ز شوق یار فرستم بیار خط
یکحرف ازان ادا نشود در هزار خط
خوش صفحه ییست روی تو یا رب که تا ابد
هرگز بر آن ورق نفشاند غبار خط
ما را بدور حسن تو با نوخطان چکار
تا روی ساده هست نیاید بکار خط
خط گو مباش گرد رخت وه چه حاجتست
مجموعه ی جمال ترا بر کنار خط
زین پیش خط حسن بتان معتبر نبود
در دور عارض تو گرفت اعتبار خط
از خط روزگار مکش سر که عاقبت
بر دفتر حیات کشد روزگار خط
قاصد بغیر، چند بری خط دوست را
یکبار هم بنام فغانی بیار خط
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}