غزل 343 | توسلیمانی وما مورتوایم
توسلیمانی وما مورتوایم
لیک شیریم چومنظور توایم
غائب از چشمی و حاضر به خیال
تو مپندار که ما دور توایم
چه غم از فتنه چشمت شب وروز
که گرفتار شر و شور توایم
توگر از تندی خو زنبوری
ما به پیش تو چو انگورتوایم
هر خطائی که بکردیم وکنیم
همه زآنروست که مغرور توایم
گر بجنگیم به شاه توران
همه رستم جگر از زور توایم
گر کلیم تو بلند اقبال است
همه گویند که ما طور توایم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}