شعر 24 | از ما طمع وصال داری
از ما طمع وصال داری
الحق هوسی محال داری
وصلم نتوان به خواب دیدن
این چیست که در خیال داری
جایی که صبا گذر ندارد
آیا تو کجا مجال داری
هیهات که کوه برنتابد
این غم که تو احتمال داری
گر خود به مثل چو کوه گردی
کی طاقت این جمال داری
آشفته و تیرهحال باشی
تا میل به زلف و خال داری
چند اختر بخت خویشتن را
در عقده این وبال داری
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}