شعر 50 | با باد زبان عذر بگشاد
با باد زبان عذر بگشاد
گفت ای دل و جان من به تو شاد
ای راه بر دیار یارم
وی محرم صورت نگارم
در فرقت آن مه دلارام
از من مطلب قرار و آرام
صبر از دل من مجوی زنهار
تلخ است حدیث صبر بگذار
برخیز ز راه لطف دیگر
از من برسان به آن سمنبر
اضعاف دعای عاشقانه
آلاف ثنای صادقانه
چون عرضه دهی ز روی یاری
یک شمه ز حال دوستداری
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}