غزل 740 | بیا ای اهل دل را قرة العین
بیا ای اهل دل را قرة العین
کمان ابروانت قاب قوسین
میان موی تا موی میانت
نمی بیند خرد یک موی مابین
لبت را گفتم ای جان این قلبی
دهانت گفت پنهان حیث لا این
به وام از میکده بردم سبویی
مرا بادا به گردن دایم این دین
ز جامی گر تو سر خواهی و دیده
برد فرمان تو بالرأس والعین
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}