غزل 230 | ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
رسمی بود این محدث از خود بدر آوردن
آئین چمن زین پس دانی چه بود هر روز
صد بوی بر افشاندن صد رنگ بر آوردن
در موسم گل توبه از جمله بدعتهاست
می ده که نمی یارم رسم دگر آوردن
گل گر چه دل افروزست اما بر اهل دل
بی روی ویش نتوان اندر نظر آوردن
گفتم که سهی سروانا گه ببرت گیرم
گفتا نتواند کس سروی ببر آوردن
ای ترک کمان ابرو از ابن یمین زیبد
تیر غم عشقت را از جان سپر آوردن
در دائره عشقت باشد عمل جز عم
از سیم روان خطی بر سطح زر آوردن
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}