غزل 420 | با اشک خونین دور از تو ای ماه
با اشک خونین دور از تو ای ماه
«بثی و حزنی اشکوا الی الله »
رو در تو دارند از دین و دنیا
مردان دانا رندان آگاه
دامان وصلت نتوان گرفتن
دست از دو عالم ناکرده کوتاه
هرچند گیرم راه سلامت
لطف خرامت بر من زند راه
از سبزه خط بر عارض تو
کامم برآمد بر وجه دلخواه
تو می کشی تیر از سینه من
وز فرقت آن من می کشم آه
جان داد جامی لیکن چه تاوان
لو مات عبد فی حب مولاه
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}