غزل 445 | چه سود ازآنکه کم از کبک خوشخرام نیی
چه سود ازآنکه کم از کبک خوشخرام نیی
که جز به جانب اغیار تیزگام نیی
به حسن ماه تمامی ندانمت ز چه روی
چو ماه نوبه من کم ز کم تمام نیی
به هم مقامی عشاق می کنی آهنگ
چه موجب است که با من درین مقام نیی
منم غلام تو ای پادشاه کشور حسن
چه شد که ملتفت حال این غلام نیی
سزد چو آهوی وحشی که رو نهم در دشت
چنین که با من از خود رمیده رام نیی
مرا چه چشم علیک از لب گهربارت
چو تو ز سنگدلی گوش بر سلام نیی
ز جام می کنی اعراض جامیا گویی
ز سلک جمع مریدان پیر جام نیی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}