غزل 453 | بر اوج حسن چون خورشید فردی
بر اوج حسن چون خورشید فردی
ولی هرگز به گرد ما نگردی
ازانم چون شفق در خون که بی تو
نهاده ست آفتابم رو به زردی
شود طی بر دعاهای تو یکسر
اگر طومار عمرم در نوردی
ز خوان عشق تو جز غم نخوردم
غم غمخوارگان هرگز نخوردی
ز سر تا پا همه دردم ز هجران
بیا جانا که تو درمان دردی
به مردی بار غمهایت کشیدم
نکردی هرگزم تحسین که مردی
پشیمان گشتن از آزار جامی
چه سود اکنون که کردی آنچه کردی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}