غزل 471 | پریرم دیدی و نادیده کردی
پریرم دیدی و نادیده کردی
سلامت گفتم و نشنیده کردی
گر این معنی پسند خاطر توست
نمی گویم که نپسندیده کردی
دلم خون گشت و آمد همدم اشک
به دیده تا تو جا در دیده کردی
خوش آن روزی که از طعن رقیبان
به سوی من گذر ترسیده کردی
اگر گفتی سخن آهسته گفتی
وگر کردی نظر دزدیده کردی
شدی آرام جانم گوییا رحم
براین جان نیارامیده کردی
چو برگردیدی از جامی عجب نیست
که نامش بخت برگردیده کردی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}