جامی

قطعه 17 | می خورد طعمه های رنگارنگ

می خورد طعمه های رنگارنگ

خواجه از کسب اشتهای دروغ

می دمد بادهای ناخوشبوی

معده بر سبلت وی از آروغ

نگشاید فقیر روزه خویش

جز به نان جوین و تره و دوغ

می شود هرچه می خورد نوری

که رسد زان به آفتاب فروغ