غزل 26 | ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب
ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب
در کجی راست به هم خوی تو و خوی رقیب
گردن اندر خم بازوی رقیب است تو را
چند بر خسته دلان زور به بازوی رقیب
هرچه او راست پسندیده پسندیده توست
چند سنجیدن یاران به ترازوی رقیب
بس که آزار به رویم ز رقیب آمده است
هیچ گه روی نخواهم که کنم سوی رقیب
عمرها رفت به هر سوی و به جایی نرسید
بعد ازین سوی عدم باد تک و پوی رقیب
صد گره بر رگ جان می کشم از موی تو لیک
طاقت یک گرهم نیست ز ابروی رقیب
از خدا مرگ رقیبان به دعا می خواهند
کس چو جامی به جهان نیست دعاگوی رقیب
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}