غزل 95 | لبت دل دزد و من از وی شکر دزد
لبت دل دزد و من از وی شکر دزد
کم افتاده ست ازینسان دزد بر دزد
ز چشمم شست چشمت سرمه خواب
به عیاری برد کحل از بصر دزد
تنت را بنگرم دزدیده زانسان
که بر سیم کسان دوزد نظر دزد
اگر دزدیده ات بینم مکن عیب
که دزدی را نداند جز هنر دزد
غمت بر دل ز هر سو غارت آورد
درآمد خانه را از بام و در دزد
هراسم شب به کویت از رقیبان
به شبها از سگان دارد خطر دزد
سر درج سخن مگشای جامی
مبادا در کمین باشد گهر دزد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}