غزل 195 | ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوش
ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوش
دل به نسیم تو شاد جان به هوای تو خوش
چشم و دل و جان خوشند تا شده جای تواند
خوش بنشین در همه ای همه جای تو خوش
عاشق دلخسته را وعده جنت مده
چون نشود خاطرش جز به لقای تو خوش
حال خوشی از درت کرد گدایی دلم
جز به گدایی نشد حال گدای تو خوش
عربده بگذاشتی تخم صفا کاشتی
وقت همه عاشقان شد ز صفای تو خوش
رشته پیراهنت باد تن لاغرم
تا به طفیلش زیم زیر قبای تو خوش
رخصت جامی بده تا پی دفع رمد
دیده بمالد گهی بر کف پای تو خوش
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}