غزل 280 | از صومعه آن به که به میخانه بری پی
از صومعه آن به که به میخانه بری پی
جاوید نهی پشت فراغت به خم می
پوشیده قدح نوشی و هرگز نخروشی
کز کی بود آیین قدحنوشی و تاکی
اینجا نبود ازکی و تا کی قدح آشام
چندان که شود اول و آخر ز میان طی
یک لحظه فروداشت کن ای مطرب مجلس
کز دایره ام برد برون زمزمه نی
هر نغمه ات از نی که رود سوی عدم باز
بیم است که جانم برود در عقب وی
از چله کجا گرم شودصوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی
گر زنده دلی رو به در میکده جامی
چون بهر صبوحی شنوی نعره یا حی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}