جمال‌الدین عبدالرزاق

قطعه 103 | خواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک

خواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک

خود خبر داری که من از غصه‌اش چو نمی‌زِیَم؟

او میان دست و آنگه بر سر او من به پای

او ز من غافل ولیکن من از او غافل نِیَم

آرزو می‌آیدم روزی که او در منصبش

می‌کند توقیع و من بریعتمد ذالک رِیَم