جمال‌الدین عبدالرزاق

رباعی 2 | دل بنهادم هر غم و تیماری را

دل بنهادم هر غم و تیماری را

نتوان بگذاشت چون تو دلداری را

ور آرزوی چشم تو خون دل ماست

چون رد کنم آرزوی بیماری را