جمال‌الدین عبدالرزاق

رباعی 89 | دی وعده خلاف کردم ای عهد شکن

دی وعده خلاف کردم ای عهد شکن

چشم تو نخفت تا بروز روشن

نشگفت گر از گردش چرخ توسن

من خوی تو میگیرم و تو عادت من