غزل 34 | چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
نغمه نای عراقی با نی و آواز رود
بر سر پل عاشقی دیدم که رودی مینواخت
اشک خون از دیده میبارید و میگفت این سرود
چون بود حال غریبان در فراق رود خویش
سیل میراند ز چشم و باد میآرد ز رود
بر کنار زنده رود آخر کجا دل خوش کنم
رود رفته از کنار و در کنار از دیده رود
ای گل خندان که بگذشتی چو باد نوبهار
بادت از ما دم به دم هر بامداد و شب درود
چون (جنید) آن کس که سر بر خدمت پیران نهد
کی به تاج خسروی آرد سر خدمت فرود
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}