غزل 69 | بیا و عاشق دلخسته را دوایی کن
بیا و عاشق دلخسته را دوایی کن
نظر به حال پریشان بینوایی کن
تو شاه حسنی و ما عاشق گدای درت
بده زکات و بر سائلان عطایی کن
تو را که گفت که هر دم به تیر غمزه مست
دل مرا هدف ناوک بلایی کن
مگر رقیب جفاکارت این طریق آموخت
که بر شکستهدلان هر زمان جفایی کن
به حق صحبت دیرین و عهدهای قدیم
که کینه محو کن از سینه و صفایی کن
چو از مفرح یاقوتی تو خستهدلیم
مرا به گلشکر لعل خود دوایی کن
جنید سلطنت ملک یار میطلبی
گدایی از نفس پاک پارسایی کن
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}